گل نمیخوام
گفتم شراب!!!ا
در آداب میگساری
نقل
است از حکمای پیشین که شراب هرچه کهنه تر بُوَد گیراترست و شرابی نکوست که میخوش باشد
که طعمیست آمیخته از ترش و شیرین که دهان را گس نماید و باده نوش را از این طعم پروایی نباشد. احوط
آنست که میگساری به جماعت برگزار شود نه فُرادا
، تا ثواب مستی افزون گردد و تجانس افراد درمجلس
بزم از اوجب واجبات است تا در اثنای باده نوشی
ساز مخالفی به نوا در نیاید که مستی جمع زائل شود و هرکس به سهو یا عمد حال خوش مستان
را سلب گرداند مرتکب معصیتی بزرگ شود که کفاره بر او واجب گردد. نیکوست که ساقی مجلس، دلبری سیمین ساق باشد تا
مونسی قلچماق، تا برنشاط مستی بیافزاید نه
آنکه مستی از سر بزداید.
در روایات آمده است که مکان شراب خوار نباید غصبی باشد و باید خلوتی دنج و عاری از هیاهو باشد و چنانچه هنگام باده نوشی الحان خوش آهنگ در فضا مترنم گردد لذت باده نوشی دوچندان گردد. می نوشی با حضور مطربان مباح است و نشاطی افزونتر فراهم آورد که باده نوش به نهایت سرخوشی رسد و غم دنیا برای کوتاه زمانی فراموش گرداند.
شراب نوشیدن با شکم سیر ضایع کردن مال و حال است و مکروه باشد که باید به شدت از آن پرهیز نمود. از خوردن شراب با شکم خالی نیز باید اکیدا دوری جست و اطبا تجویز نموده اند که هنگام باده نوشی باید از مزه جات نشاط آور بهره جست و به یمن آنها ذائقه را خوش نمود.
باید قبل ازنوشیدن شراب آن را بویید چون بوی بهشت دهد و ثواب اخروی را افزون نماید. شراب را نبایست در پیاله های فراخ نوشند که هرچه پیمانه خرد تر باشد دفعات بیشتری بوسه بر لب جام زنند و کامی بیشتر از باده گیرند .شراب را باید آهسته و پیوسته نوشید و یکجا سرکشیدن باده کاری عبث و بیهوده است و نباید به عرق خواران که پیمانه یکجا سرکشند تاسی نمود .باید قبل از شراب نوشی از نوشیدن چای و قهوه و سایر مایعات گوارا اجتناب نمود چون شراب را از جلوه اندازند و تا آب هست تیمم باطل است .خوردن شراب با کباب و علی الخصوص جوجه کباب یا بال مرغ واجب کفائیست و رعایت آن بر مومنین فرض است.
حکما اندرز داده اند هرکس شباهنگام در جایی باده نوشی کند و مست گردد بهتر است همانجا سر بر بالین نهد که مستانه درشب بیرون رفتن از عقل به دور است و به آزار دزدان و پاچه گیری سگان و شماتت داروغه نیارزد که این فقرات، مستی را زائل کند و حرمت مستان را نیز خدشه دار گرداند. مستان باید هماره این پند "مولانا جلال الدین" را آویز گوش سازند که فرموده است:
بشنو الفاظ حکیم پُرده ای / سر همانجا نه که باده خورده ای
که این تجربتی گرانبها از حکیم سنایی (معروف به حکیم پُرده ای) است که مستان باید آنرا نصب العین قرار دهند.
هرکس این متن را به ده نفر بفرستد تا فضیلت شراب را به آنها گوشزد کرده باشد تکلیف عبادی خود را به نیکویی به انجام رسانده و ثواب اخروی او به ازاء هر پیام صد برابر گردد و این کار ثوابی معادل صد حج عمره دارد و افزون بر آن در سرای باقی به باغ مینو مشرٌف شود که در آنجا از دست ساقی کوثر، شراباً طهورا بگیرد و به مستی راستین نایل گردد.
رفتار مصرف مشروبات الکلی

یک مینیاتور ایرانی که دختری را در حال بر سر دست بردن صراحی نشان میدهد
۱۳۸۸/۰۲/۲۳
رادیو فردا
«شراب در جوامع اسلامی در سدههای میانی» عنوان کتابی پژوهشی است که
به وسیله پروفسور پتر هاینه استاد خاورشناسی دانشگاه همبورد در برلین منتشر شده
است.
پرورش تاک، تولید شراب و چگونگی مصرف آن در جوامع اسلامی در
طول قرون وسطی، سه بخش تشکیلدهنده این اثر پژوهشی است که محمد ربوبی، مترجم پر
کار زبانهای آلمانی و فرانسه در شهر مانتز آلمان، تنها بخش سوم آن را که اختصاص
به جنبههای اجتماعی و فرهنگی شراب و مصرف آن در سدههای میانی در جوامع اسلامی
است به فارسی برگردانده است.
برای آشنایی و شناخت هر چه بیشتر با درونمایه این کتاب، رادیو
فردا با محمد ربوبی مترجم این کتاب به گفتوگو نشسته است.
آقای
ربوبی، تازهترین اثر شما که در واقع یک کار ترجمه به نام «شراب در جوامع اسلامی
در سدههای میانی» است به تازگی در شهر مانتز آلمان منتشر شد. در آغاز اگر موافق
باشید بپردازیم به این موضوع که چطور شد شما به تحقیق درباره شراب در جوامع اسلامی
متمایل شدید؟
مدتی بود مشغول تهیه کتابی بودم که
تاریخچه شراب در جهان را توضیح میدهد. منابع زیادی در مورد تاریخچه شراب در
کشورهای غربی و آمریکا وجود دارد ولی منابع، راجع به شراب و مصرف آن در جوامع
اسلامی بسیار محدود است.
خوشبختانه در این راستا یک پژوهش مفصل از پروفسور هاینه به
دستم رسید که ایشان به طور مشخص در مورد شراب در جوامع اسلامی در قرون وسطی پژوهش
کردهاند که منتشر هم شده است. من بخش سوم این کتاب را که جنبه اجتماعی و فرهنگی
مصرف شراب در جوامع اسلامی از جمله در جوامع خاورمیانه و ایران بیشتر نمود دارد
رابه زبان فارسی ترجمه و منتشر کردم.
کتابی
که شما دست به ترجمه آن زدهاید دارای موارد متنوعی است؟
منابعی که این پروفسور برای تألیف اثرش مورد استفاده قرار داده
بسیار زیاد است. منابعی از مورخین و شعرا و از قصهها و داستانها و آثار منسوب به
علمای اسلامی که در آن زمان درباره شراب نوشتهاند و چون مصرف شراب در جوامع
اسلامی در آن زمان قدغن بوده خیلی کم این آثار منتشر شده است را مورد توجه قرار
داده است.
در پژوهش ایشان به همه جنبهها توجه شده، از مراکز خرید و فروش
شراب گرفته تا قیمت و مجالس بزم و مراسم و ساقی و شراب دار و خمره و کوزه و جامهای
مخصوص و حتی خوراکیهایی که با شراب صرف میشده را مد نظر داشته است.
آقای
ربوبی، شراب را با چه غذاهایی صرف میکردهاند؟
در جوامع اسلامی سدههای میانی، نخست غذا میخوردند و وقتی که
صرف غذا تمام میشد لباس تازه میپوشیدند و شراب نوشیدن را آغاز میکردند. در این
پژوهش شرح داده شده است که مراسم شراب نوشی مراسمی بسیار قدیمی است که به پیش از
اسلام برمیگردد.
همپیالگان دور هم مینشستند و شراب میخوردند و بحثهای فلسفی
و شعرخوانی مطرح میشد و معمولاً در پایان این جلسات به همدیگر هدیه میدادهاند.
اما مراسمی هم بوده است که شراب و غذا با هم صرف میشدهاست.
معمولاً شراب را با مشک و عطر مخلوط میکردند که امر عجیبی نیست و امروز هم این
کار را میکنند. یا اینکه شراب را با فلفل و عسل مخلوط میکردهاند.
اگر
ممکن است درباره آداب و رسوم نوشیدن شراب در جوامع اسلامی در سدههای میانی،
اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارید؟
آثاری که الان وجود دارد بیشتر مجلس اعیان و اشراف را تشریح میکند.
چرا که در این دوره کلاً به طبقات پایین جامعه توجه نداشتند. ساقی باید حتماً در
این مراسم حضور داشت و جام شراب را پر میکرد و به دست میزبان میداد که همه اینها
با مراسم خاص و ویژهای انجام میشد.
گاهی اتفاق میافتاد که میهمانی ساقی خودش را با خودش میآوردهاست.
تمام این موارد در اشعار ابونواس و اشعار المرتض ذکر شده است. جامها طلایی بوده و
نوع شراب هم مهم بوده است.
شرابی که در آن زمان مصرف میشد با شرابی که اکنون وجود دارد
فرق داشته است. گوشت پخته سرد و گرم، گوشت بز، ماهی و خوراکیهایی که شرح آن بسیار
مفصل است در کنار شراب مصرف میشدهاست.
یکی از خوراکیهای معروف همراه با شراب «مأمونیه» بوده که چون
مأمون عباسی بسیار به آن علاقهمند بوده است به این نام نامیده میشود و از برنج و
شیر و شکر و گوشت سینه مرغ و کافور تهیه میشدهاست.
چرا
کافور؟
در گذشته شراب را با مشک و زعفران
چیزهای خوشبو مخلوط میکردهاند یا با فلفل، و این سنتشان بوده است. در ایران قدیم
هم شراب را با آب یا عسل مخلوط میکردهاند.
با
توجه به این که اسلام با شراب و شرابخواری مخالف بوده است چطور در قرون وسطی در
جوامع اسلامی رسم نوشیدن شراب وجود داشته، این کار به طور پنهانی انجام میشدهاست؟
بله ، با این که دین اسلام نوشیدن
شراب را قدغن کرده بود ولی چون سابقه شرابخواری یک سنت قدیمی بود اسلام نتوانست
جلوی آن را بگیرد. حتی خود محتسبها هم شراب مینوشیدند. در جوامع اسلامی هرگز
نتوانستند به طور کامل از نوشیدن شراب جلوگیری کنند. اما چیز جالبی که من در این
تحقیق دیدم علاقه مفرط حکما و خلفا اسلامی به مراسم شرابنوشی بود.
خود خلفا هم مجالس شراب داشتهاند و این امر نشان میدهد که در
این مورد نوعی تقیه وجود داشته است. خصوصاً در دوران عباسیان که خلفای عباسی بر
اساس روایت تاریخ، بسیار به شراب علاقه داشتند و سعی میکردند که این سنت ایرانی
را حفظ کنند.
شراب
و شرابنوشی در آغاز در کدام یک از ممالک اسلامی متداولتر بوده است؟
در تمام کشورهای اسلامی نوشیدن شراب
متداول بوده است. حتی پیش از اسلام هم که شراب مصرف میشد یا خودشان تولید میکردهاند
یا از سایر ممالک وارد میکردهاند. ایران یکی از مراکز مهم صدور شراب به کشورهایی
چون عربستان و سوریه و لبنان بوده است. تمام این کشورها بجز کشورهایی که امکان کشت
تاک را به خاطر وضعیت آب و هوایی نداشتند. کشورهایی شرابخیز بودهاند.
گویا
بر اساس این پژوهش که از پیدایش اسلام تا پایان دوران عباسیان را در بر میگیرد،
در این دوران کشور مصر در این مورد از سایر ممالک اسلامی پیشگامتر بوده است؟
مصر، ایران و یونان سابقه بسیار
قدیمی در سنت شرابنوشی دارند. تمام کشورهای مسلمان تا اسپانیا تحت تأثیر اسلام
قرار داشتند. در واقع فرهنگ جوامع قرون وسطایی، مجموعهای از فرهنگ یونانی، ایرانی
و اسلامی بوده است.
شما
در طول صحبتتان به صدور شراب از ایران به سایر کشورهای اسلامی اشاره کردید. آیا
این صادرات به راحتی انجام میشده است؟
در دوران آرامش اجتماعی، میکدهها و
شرابنوشیها وجود داشته است حتی در شهرهای مذهبی مصر در کنار مساجد بزرگشان میکدهها
مشغول به پذیرایی بودهاند. گاه گاهی متعصبان مذهبی دستور ویران کردن میکدهها و
شکستن کوزهها را صادر میکردند.
ولی وقتی به دقت بررسی میکنیم میبینیم که تقریباً در فواصل
زیادی این اتفاقات عادی نبوده است. خود خلفا هم دارای میکده بودهاند. یکی از این
خلفا مأمون عباسی بود که به شراب علاقه بسیاری داشت.
یکی
از منابع پروفسور هاینه، اشعار شعرای این دوره است زیرا او معتقد است که شعرا خیلی
دقیق و واضح وضعیت شراب را توضیح دادهاند. محل شراب نوشی در این دورانی که شما به
آن اشاره کردید کجاها بوده است؟
غیر از دربار خلفا، میکدهها هم
فعال بودهاند که معمولاً توسط زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان اداره میشدند. برای
اینکه دین اسلام خرید و فروش شراب را فقط برای این گروهها آزاد گذاشته بود و فقط
مسلمانان بودند که از مصرف شراب قدغن میشدند. از این نظر بیشتر میکدهها در
شهرهای بزرگ مذهبی در سوریه، در بغداد، در مصر و در قاهره از طریق این گروهها
اداره میشد.
گاهی اوقات کوزههای شراب از نی و چوب درست میشدهاست که اگر
میکده مورد حمله قرار گرفت از شکستن آن جلوگیری شود و میخانههای بزرگی هم بودهاند
که به وسیله سربازان از آن محافظت میشدهاست.
من بندهی آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
امام جمعه و شراب کهنه
میرزا آقاخان کرمانی حکایتی در خصوص
امام جمعه تهران سید زین الدین نقل کرده است که ذکر آن خالی از لطف نیست :
امام جمعه تهران
به بیماری عظیم افتاده بود و دکتر تولوزان پزشک مخصوص ناصرالدین شاه را به عیادت
وی آوردند. بعد از معاینه دکتر خوردن شراب کهنه
تجویز کرد. امام جمعه گفت :
اگر بخورم به جهنم
خواهم رفت. دکتر گفت:
اگر نخورید زودتر
خواهید رفت.
باده را خوانی حرام و خون مردم را
حلال
با چنین حالت عجب
کز حق بهشتت آرزوست
بس شگفتی دارم از
این رای و روی تیره، من
کز وصال حور عین
با روی زشتت آرزوست
شراب میرزا حبیب خراسانی